کلام امیر
اي کميل : برکت در مال کسي است که زکات بپردازد و به مومنان ياري و مواسات کند و به خويشان و بستگان صله و احسان نمايد.
اي کميل : هيچ درخواست کننده اي را بي بهره برمگردان هرچند به نصف حبه انگور يا نصف دانه خرمايي باشد که صدقه نزد خداي متعال مي بالد و رشد مي کند.
اي کميل : نيکوترين زيور مومن فروتني است و زيبائي او در پاکدامني و عفت ورزيدن و شرف او فهم و دانائي ( يا فقاهت و بصيرت در دين ) و سربلندي او ترک حرفهاي بيهوده و ياوه است.
اي کميل : تنگدستي خود را به مردم ابراز مکن و با عزت و آبرومندي جهت نيل به ثواب الهي بر فقر و درويشي خود صبر کن.
اي کميل : در همه حال حق بگو و با پرهيزکاران دوستي و از فاسقان دوري کن و از منافقان کناره بگير و با خائنان معاشرت مکن.
اي کميل : مومن آيينه مومن است زيرا در او مي نگرد و دقت مي کند و کمبودش را برطرف و وضعش را نيکو ميسازد.
اي کميل : مهم نيست که نماز ميخواني و روزه مي گيري و صدقه مي دهي . مهم
آن است که نماز با دلي پاک و کرداري پسنديده نزد خدا و با خشوع و فروتني
درست باشد و بنگر در چه و بر چه نماز ميخواني اگر ( آنها ) از راه صحيح و
حلال نباشد ( نماز) پذيرفته نيست. ( نصايح صفحه 391 الي 397)
مولا علي (ع) : در هر روزي که نافرماني خدا نکني (گناه نکني) آن روز عيد
تو است. نهج البلاغه حکمت 428
مولا علي (ع) : اگر ميخواهي سلامت باشي از حسادت ورزيدن دوري کن و حسادت
نکن. نهج البلاغه حکمت 256
مولا علي (ع) : ( مردي را در مرگ يکي از خويشاونداشان چنين تسليت گفت )
مردن از شما آغاز نشده و به شما نيز پايان نخواهد يافت.اين دوست شما (منظور
کسي که فوت شده است)به سفر مي رفت اکنون پنداريد که به يکي از سفرها رفته
اگر او باز نگردد شما به سوي او خواهيد رفت. نهج البلاغه حکمت 357
مولا علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند جز آنکه مقداري از عقل خويش را از
دست بدهد. نهج البلاغه حکمت 450
مولا علي (ع) : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک !؟ نهج
البلاغه حکمت 297
مولا علي (ع) : حسادت بر دوست از آفات دوستي است. نهج البلاغه حکمت 218
مولا علي (ع) : بزرگترين و سخت ترين گناهان گناهي است که گناهکار آن را کم
و سبک شمارد. نهج البلاغه حکمت 477
از امير المومنين علي (ع) روايت شده که رسولخدا (ص) فرموده : خدا حرام
کرده است بهشت را بر هر فحاش بي آبرو و کم شرمي که باک ندارد از آنچه
درباره کسي بگويد يا درباره اش بگويند ندارد زيرا اگر بازرسي از حالش بکني
يا از راه زنا است يا از راه شرکت شيطان اصحاب عرض کردند : اي رسولخدا (ص)
آيا در ميان مردم شرکت شيطان هم است( از راه اولاد ) ؟ فرمودند : بله آيا
گفتار خداي عزوجل را نخوانده اي که ( به شيطان فرمود : ) ( و شرکت کن با
ايشان در مالها و فرزندان ) سوره اسراء آيه 64 . اصول کافي جلد 4 صفحه
14 شرح : کساني که بي باک پشت سر مردم حرف ميزنند (غيبت ميکنند ) يا
فحاشي ميکنند يا از راه زنا هستند يا از راه شرکت شيطان اصحاب پرسيدند يا
رسول الله از راه شرکت شيطان ؟ فرمودند بله از راه شرکت شيطان مگر نخوانده
اي سوره اسراء آيه 64 که خدا ميفرمايد : اي شيطان شرکت کن در مال و
اولادشان.
مولا علي (ع) : موسيقي و آوازه خواني باعث فقر است و کسي که زياد به صداي
موسيقي گوش مي دهد عاقبت به فقر و نداري مبتلا ميشود. عين الحيوة صفحه 230
مولا علي (ع) : هرکسي که از قبرستاني بگذرد مردگان به او مي گويند : اي
غافل اگر ميدانستي ( از احوال قبر و قيامت و ) آنچه را که ما ميدانيم هر
لحظه گوشتهاي بدنت از ترس و وحشت فرو مي ريخت. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه
229
نوف بکالي گويد در مسجد کوفه خدمت اميرالمومنين (ع) رسيدم و سلام کردم و
ايشان جواب سلام را دادند گفتم يا اميرالمومنين (ع) پندي به من بدهيد فرمود
اي نوف خوبي کن تا با تو خوبي شود.گفتم يا اميرالمومنين (ع) باز هم
بفرماييد : امام (ع) فرمود : رحم کن تا با تو رحم کنند ( به مردم رحم کن تا
آنها هم به تو رحم کنند ) . خوب بگو تا به خوبي يادت کنند. (سخن خوب و
درست بگو تا تو را مردم به خوبي ياد کنند) از غيبت اجتناب کن و غيبت مکن که
غيبت کننده خورشت سگهاي دوزخ است . سپس فرمود : اي نوف دروغ گفته کسي که
فکر مي کند حلال زاده است و به غيبت کردن گوشت مردم را ميجود . دروغ گفته
کسي که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است . دروغ
گفته کسي که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست دارد يا بر نافرماني
خدا در شب و روز دلير است . ( در شب و روز بي باک گناه ميکند) اي نوف صله
رحم کن تا خدا عمرت را زياد کند ( صله رحم با افراد مومن و دين دار) اي
نوف خوش اخلاق باش تا حسابت را سبک گيرند . اي نوف اگر مي خواهي روز قيامت
با من باشي به ستمکاران کمک مکن . اي نوف هرکه ما را دوست دارد روز قيامت
با ما است و اگر مردي سنگي را دوست بدارد در قيامت با او محشور گردد ( يعني
در اين دنيا هر کسي را دوست داشته باشي و با کارهايش موافق باشي در قيامت
با او محشور ميشوي )اي نوف مبادا خود را در ميان مردم خوب جلوه دهي و در
پنهان و خلوت خدا را نافرماني کني(مبادا در ميان مردم خود را انسان خوب و
مومن نشان دهي ولي در خلوت و تنهايي گناه کني ) تا آنکه خدا در روزيکه
ملاقاتش مي کني رسوايت کند. اي نوف آنچه راکه به تو گفتم نگهدار و عمل کن
تا به خير دنيا و آخرت برسي . امالي شيخ صدوق مجلس 37 صفحه 209 الي 210
مولا علي (ع) : تاريخ گذشتگان و آيندگان و برنامه زندگي شما در قرآن است.
بحارالانوار جلد 92 صفحه 32
مولا علي (ع) : روزي جابر ( بن عبدا... انصاري ) به حضرت علي (ع) عرض کرد :
چگونه صبح کرده ايد ؟ حضرت فرمودند : در حالي که به اين همه گناه نعمتهاي
زيادي از پروردگارمان داريم و نمي دانيم کدام يک را شکر بگذاريم ( شکر کنيم
) خوبيهائي که برملا ( پديدار ) مي کند و زشتيهائي را که از ما مي
پوشاند. تحف العقول صفحه 210
مولا علي (ع) : مردي از امام علي (ع) سوال کرد : محبوبترين اعمال پيش خدا
کدام است ؟ امام (ع) فرمود : انتظار فرج. بحارالانوار جلد 52 صفحه 122
مولا علي (ع) همواره مي فرمود : اهل بهشت به جايگاه شيعيان ما به گونه اي
که انسان به ستارگان نگاه مي کنند نظر مي کنند. بحارالانوار جلد 8 صفحه
147 حديث 77
مولا علي (ع) : از غيبت بپرهيز که غيبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن مي
کند و اجر و پاداش کارهاي تو را از بين مي برد. غررالحکم حديث 2632
مولا علي (ع) فرمودند : خداي تبارک و تعالي به موسي (ع) گفت : سفارش مرا
در چهار امر گوش کن : 1.تا وقتي که گناهان خود را آمرزيده نداني به عيوب
ديگران نپرداز. ( تا وقتي که مطمئن نشدي گناهانت را بخشيده ام از ديگران
عيب يابي نکن ) 2.تا وقتي که مي داني گنج هاي من تمام نشده ، غم روزي
مخور. 3.تا سلطنت من بر جا است به ديگري اميدوار مباش. ( در تمام امور
اميدت به من باشد و به کس ديگر اميد نداشته باش ) 4.تا شيطان نمرده از مکرش
( وسوسه ) آسوده مباش. ( تا وقتي که شيطان زنده است از وسوسه اش آسوده و
راحت مباش ) خصال الصدوق جلد 1 صفحه 206
مولا علي (ع) : برنامه ريزي درست ( اقتصادي ) مال اندک را افزايش مي دهد ،
و برنامه ريزي نادرست مال فراوان را نابود ميکند. غررالحکم
مولا علي (ع) : هر روز را که نافرماني خدا نکني ( گناه نکني ) آن روز عيد
تو است. نهج البلاغه حکمت 428
امام علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند ، جز آن که مقداري از عقل خويش را
از دست بدهيد. نهج البلاغه حکمت 450
مولا علي (ع) : هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست و هيچ عقلي چون تدبير(
تدبير يعني : ترتيب ، نظم ، سنجيده کاري ، کارداني ، همه جوانب امري را با
دقت سنجيدن و برنامه ريختن ، سپس آغاز کردن ) نيست. نهج البلاغه
مولا علي (ع) : بيچاره فرزند آدم ! اجلش پنهان ، بيماريهايش پوشيده !
اعمالش همه نوشته ! پشه اي او را آزار مي دهد ! جرعه اي گلوگيرش شده و او
را از پاي در مي آورد ، و عرق کردني او را بدبو سازد !!! نهج البلاغه حکمت
419
مردي خدمت اميرالمومنين (ع) آمد و عرض و کرد : سنت و بدعت و جماعت و فرقت
را برايم توضيح دهيد : فرمود : سنت روشي است که پيغمبر ( ص) آنرا گذاشته و
بدعت چيزي است که بعد از آنحضرت به وجود آمده و جماعت اهل حق هستند اگرچه
کم باشند و فرقت اهل باطلند اگرچه بسيار باشند. اصول کافي جلد 2 صفحه 261
مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است. نهج البلاغه حکمت
410
مردي از امام (ع) راجع به قول خداي تعالي : (( هرکس از هدايت من پيروي کند
گمراه نشود و بدبخت نگردد )) ( 123 سوره 20 ) پرسيد : حضرت فرمودند : يعني
هرکس به ائمه (ع) معتقد باشد و از فرمانشان پيروي کند و از اطاعتشان بيرون
نرود. اصول کافي جلد 2 صفحه 279
مولا علي (ع) : هيچ بنده مزه ي ايمان را نمي چشد تا دروغ را ترک کند چه
شوخي باشد و چه جدي. اصول کافي جلد 4 صفحه 37
مولا علي (ع) : نيکو ترين سياستها اجراي عدالت است. الحياة جلد 6 صفحه
606
مولا علي (ع) : شهرها با هيچ چيز بهتر از عدالت آباد نميشود. الحياة جلد 6
صفحه 611
مولا علي (ع) : پست ترين علم آن است که بر زبان بآيستد ( عمل نشود ) ،
وبالاترين علم آن است که در اندامها آشکار گردد ( عمل شود ) نهج البلاغه
مولا علي (ع) : بشنويد و بفهميد و باور کنيد و بعد به کار ببنديد. اصول
کافي جلد 4 صفحه 194
مولا علي (ع) : آن کس که علم خود را به کار نبندد ، چيزي نمي داند.
غررالحکم حديث 308
مولا علي (ع) : هرکس دامنه آرزوهايش گسترده باشد ، عملش کوتاه و ناچيز
گردد. ارشاد شيخ مفيد صفحه 144
مولا علي (ع) : هرکس خود راي شد ( با کسي مشورت نکرد ) به هلاکت رسيد ، و
هرکس با ديگران مشورت کرد ، در عقلهاي آنان شريک شد. نهج البلاغه حکمت 161
مولا علي (ع) : انسان شکيبا ( صابر ) ، پيروزي را از دست نمي دهد ، هرچند
زمان آن طولاني شود. نهج البلاغه حکمت 153
مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است. نهج البلاغه حکمت
410
مولا علي (ع) : بزرگي پروردگار نزد تو ، پديده ها را در چشمت کوچک مي
نمايد. نهج البلاغه حکمت 129 ( کسي که خدا را شناخت ، ديگر بزرگي در نظرش
وجود ندارد )
مولا علي (ع) : از خودراضي ابله است ، و خود محور زيانکار. غررالحکم حديث
48
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده :
درهم و دينار ( و دوستى آنها ) آنان را كه پيش از شما بودند هلاك كردند، و
همان دو هلاك كننده شمايند. اصول كافى جلد 4 صفحه 4
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه من بر شما از دو چيز مى
ترسم : پيروى هواى نفس ، و درازى آرزو، اما پيروى هواي نفس پس همانا كه از
حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد. اصول كافى جلد 4
صفحه 31
ابى مفراى خصاف در حديث مرفوعى از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه
فرمود: هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه ) ذكر
خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش
مسلمانان ) ذكر خدا مى كردند ولى در نهان ذكر خدا نمى كردند، پس خداى عزوجل
فرمود: ((خود نمائى كنند به مردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى )) (سوره
نساء آيه 142). اصول كافى جلد 4 صفحه 262
بكير گويد: شنيده از اميرالمؤ منين عليه السلام كه مى فرمود: رسول خدا (ص )
به من فرمود: اى على آيا به تو بياموزم كلماتى ؟ هر گاه در ورطه (امرى كه
خلاصى از آن دشوار باشد) يا بلائى افتادى پس بگو: ((بسم اللّه الرحمن
الرحيم و لا حول و لاقوة الا باللّه لعظيم )) زيرا خداى عزوجل به بركت اين
دعا آنچه خواهد از اقسام بلا از تو دور كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 363
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر
خداى عزوجل (و ياد او) در آن بشود، بركتش بسيار گردد، و فرشتگان در آن
بيايند و شياطين از آن دور شوند، و براى اهل آسمان مى درخشد چنانچه ستارگان
براى اهل زمين مى درخشد، و خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خداى
عزوجل در آن نشود بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن
حاضر گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 413
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بنگريد: كه با چه
كسى هم صحبت هستيد؟ زيرا هيچكس نيست كه مرگش فرا رسد جز آنكه يارانش در
پيش خدا برابرش مجسم شوند، اگر از نيكان باشد نيكانند (و بدانها شاد شود) و
اگر از بدان باشد بد هستند (و بداند كه بسرنوشت آنان دچار شود) و هيچكس
نيست كه بميرد و هنگام مرگش برابر او مجسم نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه
451
اميرالمؤ منين عليه السلام در حديث مرفوعى فرمود: هركس چون عطسه كند دنبال
آن بگويد: ((الحمد لله رب العالمين على كل حال )) درد گوش و دندان نبيند.
اصول كافى جلد 4 صفحه 475
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: چون عدى بن حاتم (كه هم خود از بزرگان
قبيله طى بوده و هم پدرش حاتم طائى معروف است ) به پيغمبر (ص ) وارد شد
آنحضرت (ص ) او را بخانه خود برد، و در خانه جز تيكه حصيرى و بالشى از پوست
چيزى نبود، رسولخدا (ص ) آنها را براى عدى بن حاتم پهن كرد (و خود روى
زمين نشست ) اصول كافى جلد 4 صفحه 479
مولا علي (ع) : لغزش و گناه انسان عاقل را با کنايه تذکر دادن براي او
موثر تر و درد ناک تر است از سرزنش و توبيخ علني . الحديث جلد 3 صفحه
133
مولا علي (ع) : پناه به خدا مي برم از اين که شرائطي پيش آيد که عقل به
خواب فرو رود و از راهنمايي و هدايت باز ماند و در نتيجه آدمي به زشت ترين
گناهان و لغزش ها دچار گردد . الحديث جلد 3 صفحه 136
مولا علي (ع) : مصيبت دنيا عقل را فاسد مي کند و گوش دل را از شنيدن مطالب
حکيمانه ناشنوا ميسازد . اگر علاقه به مال دنيا از حد مصلحت تجاوز نمايد و
به صورت تمايل عصبي درآيد و مانند عشق سوزاني در نهاد آدمي مستقر شود و
شخص را دلباخته و مجذوب خود سازد در نظر اولياء گرامي اسلام ناپسند و مذموم
است . چنين علاقه اي مي تواند عقل را تيره کند ديده دل را نابينا و گوش دل
را ناشنوا سازد و آدمي را به پرتگاه سقوط و تباهي بکشاند .
الحديث جلد 3 صفحه 149
مولا علي (ع) : کسي که مرگ را با چشم يقين نگاه مي کند آنرا نزديک مي بيند
و کسي که با چشم آرزو مي نگرد آنرا دور مي بيند . الحديث جلد 3 صفحه 202
مولا علي (ع) : کسي که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و به بازي و سخنان
غير واقعي گول بزند او حقايق را از تو پنهان داشته و درباره ات خيانت کرده
است . الحديث جلد 3 صفحه 212
مولا علي (ع) : مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در
پرتوي وي در آسايش و راحتي به سر مي برند . الحديث جلد 3 صفحه 220
مولا علي (ع) : قبل از تصميم گرفتن براي انجام کاري , مشورت کن و پيش از
انجام کاري فکر کن ( به عاقبت آن ) . الحديث جلد 3 صفحه 224
مولا علي (ع) : بردباري و تاني (آرامش ) مانند دو کودک يک شکمند و زائده
همت عالي هستند يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشکار مي شود
: بردباري 2- خود داري از شتاب زدگي .
الحديث جلد 3 صفحه 232
مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با کسي که اغفالت مي کند و فريبت ميدهد
که سر انجام مايه خواري و هلاکتت مي شود . الحديث جلد 3 صفحه
234
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت امام حسن (ع) فرمود : فرزند
عزيز در کارهاي زندگي و امور عبادي ميانه روباش و از افراط بپرهيز روشي را
انتخاب کن که در حد و توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام دهي
. الحديث جلد 3 صفحه 263
مولا علي (ع) : دو رويي و نفاق آدمي ناشي از حقارت و ذلتي است که در درون
خود احساس مس کند . الحديث جلد 3 صفحه 258
مولا علي (ع): تحقيقا گشايش و آزادگي در عدل است و کسي که محيط عدل و داد
در نظرش تنگ آيد عرصه جور و ستم بر وي تنگ تر خواهد بود . الحديث جلد 3
صفحه 256
مولا علي (ع) : خشونت و تندخويي نوعي ديوانگي است، زيرا تندخو و انسان
خشمگين پس از آرام شدن و تسكين خاطر و به خود آمدن پشيمان ميشود، اگر
كسي پس از تندي و برانگيختگي و عصبانيت پشيمان نشد ديوانگيش ثابت شده است.
الحديث جلد 3 صفحه 270
مولا علي (ع) : علم مايه زندگي و حيات است و ايمان باعث رستگاري و نجات.
علم و دين به منزله دو بال نيرومندند كه بشر را به اوج سعادت و كمال لايقش
مي رسانند. علم ، آدمي را در راه ترقي و تعالي به پيش مي راند و دين او را
به صفات انساني متصف ميسازد. علم، آدمي را بر جهان طبيعت مسلط ميكند و
ايمان، وي را بر جهان دروني و هواي نفس مسلط مينمايد. الحديث جلد 3 صفحة
265
مولا علي (ع) : از نعمتهايي كه در اختيار داريد خوب استفاده نماييد پيش
از آنكه شما را ترك گويند، چه آنكه نعمتهاي زودگذر از دست ميروند و شهادت
ميدهند كه صاحبانشان با آنان چگونه رفتار نمودهاند. الحديث جلد 3 صفحه
272
مولا علي (ع) : دو چيز است كه قدر و قيمتش را نميشناسند مگر كسي كه آن
دو را از دست داده باشد، ا- جواني و 2- تندرستي و عافيت. الحديث جلد 3 صفحه
275
مولا علي (ع) : آن كس كه تمايلات و هواهاي نفسانياش بر عقلش مسلط شود،
رسوائي هايش آشكار خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 285
مولا علي (ع) : كسي كه به اصلاح نفس خويش نپردازد و هر چه زودتر خود را
درمان ننمايد بيماريش تشديد ميشود و علاجش سختتر ميگردد و فاقد طبيب
معالج خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 285
مولا علي (ع) : شرف و فضيلت آدمي به همتهاي بلند و ارادههاي نيرومند است
نه به استخوانهاي پوسيده و اجساد متلاشيشده درگذشتگان. در ايام جاهليت در
روزگار قبل از اسلام، مردم بيخرد به آباء و اجداد خود افتخار مينمودند و
به جاي آنكه به علم و دانش و به سعي و كوشش خويش تكيه كنند، به پدران مرده
و اجداد درگذشته خود تكيه ميكردند و آنها را پايههاي اساسي افتخارات خود
قرار ميدادند، پيشواي گرامي اسلام در تعاليم عاليه خود با اين روش غلط كه
عامل بزرگ بدبختي جامعه بود به شدت مبارزه كرد و با كوششهاي پيگير خود
مردم را از مسير نادرست اتكا به غير برگرداند و به راه سعادتبخش اعتماد به
نفس سوق داد. اسلام صريحاً به همه مردم خاطر نشان نمود كه افتخار هر
انساني وابسته به اراده شخصي و همت عالي خود اوست. الحديث جلد 3 صفحه 298
مولا علي (ع) : براي آدمي دو فضيلت و برتري است. 1- عقل 2- منطق، با عقل
خود استفاده علمي ميكند و به درك حقايق نائل ميگردد و با منطق معلومات
خويش را براي ديگران بازگو ميكند و آنان را بهره مند ميسازد. خداوند،
زبان و قلم را در دسترس بشر قرار داده تا دانشمندان از راه گفتن و نوشتن،
علم خود را به ديگران منتقل كنند و نسلهاي بعد، از نتايج معلومات و تحقيقات
گذشتگان بهره مند گردند. و در واقع زبان و قلم به منزلهي دو پل ارتباط
است كه مغزهاي نسل سابق را به نسل لاحق پيوند ميدهد و دانش انسانها را كه
محصول عمر دانشمندان است از خطر نابودي محافظت مينمايد. الحديث جلد 3
صفحه 292
مولا علي (ع) : قلبهاي خود را از كينههاي نهاني پاك كنيد، چه آنكه يك
بيماري مهلكي همانند وباست. الحديث جلد 3 صفحه 300
مولا علي (ع) : پيروي شهوت از تمام گناهان نيرومندتر است . به اطاعتش تن
در ندهيد که فکر شما را از خدا باز ميدارد . الحديث جلد 3 صفحه 325
مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره هم خوب فکر کنند و خير
خواه يکديگر باشند . الحديث جلد 3 صفحه 336
مولا علي (ع) : در نظر انسان شريف و کريم النفس , نيکو کاري و حسن عمل
ديني است ذم او است و خويشتن را به اداء آن موظف مي داند . الحديث جلد 3
صفحه 332
مولا علي (ع) : هواي نفس تو دشمن ترين دشمنان تو است، كوشش كن كه بر آن
غالب و پيروز گردي و گرنه تو را هلاك خواهد كرد. الحديث، جلد 3 ، صفحه 384
مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با كسي كه اغفالت ميكند و فريبت ميدهد
كه سرانجام مايه خواري و هلاكت تو خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 383
مولا علي (ع) : لازم است از اختلافات و تفاوتهاي طبيعي بشر استفاده شود و
هركس را مطابق استعداد دروني و ساختمان فطريش پرورش دهند، تا جامعه از
تمام ذخائر خداداد كه در نهاد آدميان به وديعه گذارده شده، استفاده نمايد.
الحديث، جلد 3 ، صفحه 385
مولا علي (ع) : پيروي از هواي نفس و اطاعت از تمنيات ناسنجيده در مورد
زنان، از خلق و خوي مردان احمق است. الحديث، جلد 3 ، صفحه 393
مولا علي (ع) : طفل يتيم را مانند فرزند خودت تربيت كن و هر دو را به طور
يكسان از وسايل پرورش و برنامههاي تأديب بهره مند نما. الحديث، جلد 3 ،
صفحه 400
حبيببن ابي ثابت ميگويد: مقداري عسل به بيتالمال آوردند. حضرت علي (ع)
دستور داد يتيمان را حاضر كردند. در موقعي كه عسل را بين مستحقين تقسيم
ميفرمود خود شخصاً به دهان يتيمان عسل ميگذارد. عرض كردند اين عمل براي
چيست؟ حضرت علي (ع) فرمود : امام پدر يتيمان است، عسل به دهان يتيمان
ميگذارم و به جاي پدران از دست رفته آنها عطوفت پدري ميكنم. الحديث، جلد
3 ، صفحه 398
مولا علي (ع) : با ترک گناهان بر نفس سرکش خود غلبه کنيد تا عنانش را در
دست گيريد و به آساني در راه اطاعتش بکشانيد. الحديث جلد 3 صفحه 304
مولا علي (ع) : عقل شمشير براني است ، از آن استفاده کنيد و با هواي نفس
خود بجنگيد. الحديث جلد 3 صفحه 308
مولا علي (ع) : آنکس که به حساب نفس خود رسيدگي کند بر عيوب و نواقص خويش
آگاه مي شود و از گناهان خود مطلع مي گردد ، در آن موقع است که مي تواند
خويشتن را درمان کند ، گناهان را ترک گويد ، و عيوب خود را اصلاح نمايد .
الحديث جلد 3 صفحه 309
مولا علي (ع) : بهترين و بزرگترين جنگ و مبارزه اين است که آدمي با نفس
سرکش خود پيکار نمايد. الحديث جلد 3 صفحه 308
علي (ع) : ارزش شخصيت هر فردي وابسته به روشي است که اتخاذ مي کند ، اگر
نفس خود را از پستي و دنائت بر کنار نگاهداشت به مقام رفيع انساني نائل مي
شود و اگر عزت و حيثيت معنوي خويش را ترک گفت به پستي و ذلت مي گرايد .
الحديث جلد 3 صفحه 318
مولا علي (ع) : کساني که شخصيت و شرف معنوي دارند شهوات و تمايلات نفساني
در نظر آنها پست و کوچک است . الحديث جلد 3 صفحه 317
مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره هم خوب فکر کنند و خير
خواه يکديگر باشند . الحديث جلد 3 صفحه 336
مولا علي (ع) مي فرمايند : کسي که جان خود را از زشتيهاي اخلاقي پاک
نسازد عادات ناپسندش اورا رسوا خواهد ساخت. الحديث جلد 3
صفحه 174
مولا علي مي فرمايند: اگر طالب نجات ورستگاري هستيد بي خبري وغلفت را ترک
گوييد وپيوسته ملازم کوشش وجهاد باشيد. الحديث جلد 3 صفحه 173
مولا علي (ع) به فرزندش امام حسين (ع) مي فرمايند : نفس خويش را بين خود
ومردم ميزان قرار بده، آنرا براي مردم دوست بدار که براي خود دوست مي داري ،
درباره ديگران به چيزي بي ميل باش که نسبت به خود بي ميلي (آنچيزي را که
براي خود نمي خواهي براي ديگران هم نخواه) به مردم ستم نکن همانطور که نمي
خواهي به تو ستم شود ، به مردم نيکي کن همانطور که مايلي درباره ات نيکي
کنند ، از خودت قبيح بشناس چيزي را که از ديگران قبيح مي شناسي .
الحديث جلد 3 صفحه 193
مولاعلي (ع) مي فرمايند: مردم در روشهاي اخلاقي وصفات اجتماعي،به حکومت
هاي خود بيشتر شباهت دارند تا به پدران خويش. الحديث جلد 3 صفحه 189
مولا علي (ع) : به خدا اگر شب را تا صبح مرا روي خارهاي تيز و برنده
مقيلان در حالي که دست و پاي مرا غل و زنجير بسته اند به اين سو و آن سو
بکشند ، نزد من بهتر است از اينکه در قيامت ، خدا و رسولش را ملاقات نمايم
با وضعي که پاره يي از بندگان خدا ستم نموده و چيزي از اموال اين و آن را
غصب کرده باشم. الحديث جلد 3 صفحه 152
به حضرت علي (ع) عرض شد : معني آمادگي براي مرگ چيست؟ امام مي فرمايند :
انجام واجبات، ترک محرمات، وفراگيري مکارم اخلاق، انسان واجد اين مزايا ترس
ندارد از اينکه او در آغوش مرگ رود يا مرگ اورا در بر
گيرد. الحديث جلد 3 صفحه 199
مولا علي (ع) مي فرمايند : شجاع ترين مردم کسي است که برتمايلات (نفساني)
خود مسلط باشد . الحديث جلد 3 صفحه 195
مولا علي (ع) مي فرمايند : شايسته است انسان عاقل ، خويشتن را از مستي
ثروت و قدرت از مستي علم و دانش از مستي تمجيد و تملق و از مستي جواني مصون
نگه دارد.زيرا هريک از اين مستي ها بادهاي مسموم و پليدي دارد که عقل را
زائل مي کند وآدمي را خفيف و بي شخصيت مي نمايد. الحديث جلد 3 صفحه
159
مولا علي (ع) مي فرمايند : در ضمن حديث مفصلي دربيان علائم مومن فرموده
اند: مومن در مقام داوري ستم نمي کند، و در آنچه مي داند ظلم نمي نمايد،
ايمان به خدا ارده اش را آنچنان نيرومند نموده که گوئي روانش از سنگ سخت
محکمتر است، حجب و حيا ايماني شهوتش را مهار نموده و راه سرکشي و تجاوز را
بر او بسته است، مودت و محبت روحاني بر حسدش غلبه کرده و به کسي رشک نمي
برد خصلت عفو و اغماض اخلاقي حسن و کينه توزي وانتقام جويي را در مرامش
خاموش نموده است. الحديث جلد 3 صفحه 163
مولا علي (ع) مي فرمايد: سرلوحه کتاب سعادت بشر ملکات پاک و سجاياي
اخلاقي اوست . الحديث جلد 3 صفحه 163
مولا علي (ع): اي فرزند آدم تو در اموال خود وصي نفس خويشتن باش و آنچه
را که دوست داري ديگران بعد از تو در مالت انجام دهند تو خود در ايام
زندگيت انجام ده .الحديث جلد 3 صفحه 367
مولا علي (ع) : کسي که ريشه خانوادگيش شريف است در حضور و غياب و در هر
حال داراي فضيلت و صفات پسنديده است . الحديث جلد 3 صفحه 366
از وصاياي علي (ع) : به فرزندش امام حسن (ع) اين بود که مي فرمود :
ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيح تر و ناپسند تر است . الحديث
جلد 3 صفحه 373
علي (ع) : در ضمن نامه خود به امام حسن (ع) فرمود : عقل حفظ تجربيت زندگي
است . الحديث جلد 3 صفحه 373
مولا علي (ع) : به کار بستن عقل مايه هدايت و نجات انسانها است و سرکوب
کردن عقل باعث گمراهي و سقوط آدميان است . الحديث جلد 3 صفحه 378
مولا علي (ع) : ننگ رسوائي , شيريني لذت را تيره و تار ميسازد .
الحديث جلد 3 صفحه 128
مولا علي (ع) : اگر کار کردن مايه زحمت و خستگي است ، بيکاري دائم نيز
باعث نادرستي و فساد است . الحيث جلد 3 صفحه 28
مولا علي (ع) : لذتهايي که باعث ندامت و پشيماني مي شوند و شهوتهايي که
درد و رنج به بار مي آورند فاقد خير و خوبي هستند . الحديث جلد 3
صفحه 129
مولا علي (ع) : عجب دارم از آنکسي که عواقب بد لذت هاي مضر را ميداند و
چگونه از آنها دست نمي کشد. الحديث جلد 3 صفحه 128
مولا علي (ع) : خويشتن را از آلودگي لذات پليد و عوارض بد شهوات منزه و
پاک نگه داريد . احديث جلد 3 صفحه 127
مولا علي (ع) : از توبيخ و سرزنش مکرر گناه کار پرهيز کن چرا که تکرار
سرزنش ، گناهکار را در اعمال نا پسندش جري و جسور ميکند ، به علاوه ملامت
را پست و بي اثر مي سازد . الحديث جلد 3 صفحه 126
امام علي (ع) : موقعي که جواني را به سبب گناهاني که مرتکب شده است نکوهش
و سرزنش مي کني مراقب باش که قسمتي از لغزشهاي او را ناديده گيري و از
تمام جهات مورد اعتراض و توبيخش قرار ندهي تا جوان به عکس العمل وارد نشود
و نخواهد از راه عناد و لجاجت بر شما پيروز گردد . الحديث جلد 3 صفحه
125
مولا علي (ع) : بهره ي تو ازعقلت همين بس که راههاي ضلالت را از هدايتت
روشن مي سازد . الحديث جلد 3 صفحه 122
مولا علي (ع) : هر آن علمي که مورد تاييد و امضاء عقل نباشد گمراهي و
ضلالت است . الحديث جلد 3 صفحه 121
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به امام حسن مجتبي (ع) فرموده است : از
مراکز بد نام بپرهيز , از مجالسي که مورد سوء ظن است دوري کن و بدانکه
رفيق بد دوست خود را فريب مي دهد و ميل او را به کارهاي ناپسند تحريک مي
کند و سرانجام آلوده اش مي سازد . الحديث جلد 3 صغحه
116
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسين (ع) فرمود : خوشبخت و
رستگار کسي است که علم و عملش , دوستي ودشمنيش ؛ گرفتن و رها کردنش , سخن
گفتن و سکوتش ، رفتار و گفتارش , تنها بر اساس رضاي الهي استوار باشد و بر
خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد . الحديث جلد 3 صفحه 115
مولا علي (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گيرد و سخن باطل را
از اهل حق نياموزيد و مانند صرافهاي پول شناس نقاد باشيد و سکه تقلبي را از
سکه حقيقي تشخيص دهيد . الحديث جلد 3 صفحه 115
مولا علي (ع) : گفتار حکيمانه را از هرکس ياد بگيريد ، ولو که گوينده ي آن از نظر مذهبي گمراه باشد . الحديث جلد 3 صفحه 114
مولا علي (ع) : گفتار صحيح را از هرکه که است قبول کنيد. الحديث جلد 3 صقحه 114
تاييد قرآني اين حديث آيه 18 سوره زمر : آنانکه ميشنوند گفتار را و پيروي
ميکنند نيکوترين آنها را و عمل مي کنند به گفتاري که راهنماي به حق است آن
گروهند که راه نمود ايشان را خدا و آنگروهند صاحبان حق.
مولا علي (ع) : چه عجيب و حيرت آور است کار بشر ؛ اگر در موردي اميدوار
باشد طمع خوارش خواهد کرد ؛ اگر طمع او را به جنبش آورد , حرص هلاکش مي کند
اگر دچار نا اميدي شود غصه وغم او را ميکشد ؛ اگر به خوشبختي و سعادت رسد
نگاهداري آنرا فراموش مي کند ، اگر دچار خوف و هراس شود از ترس حيرت زده مي
گردد ؛ اگر در گشايش امنيت قرار گيرد غافل مي شود ؛ اگر نعمت بر او تجديد
شود دچار گردن کشي و بلند پروازي مي گردد ؛ اگر دچار مصيبتي شود تاثر و حزن
او را رسوا مي کند ، اگر ثروتي به دست آورد دچار طغيان مالي مي گردد ؛ اگر
فقر گريبان گيرش شد غرق اندوه مي شود , اگر دچار تعب و گرسنگي شد از
ناتواني زمين گير مي گردد ؛ واگر در خوردن زياده روي کند از فشار شکم
ناراحت مي شود , پس کندرويها در زندگي بشر مضر است و تندرويها نيز مايه
ويراني و فساد , هر خيري را شري و هر نوشي را نيشي است
. الحديث جلد 3 صفحه 111
مولا علي (ع) : آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندانتان
تحميل نکنيد زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند .
الحديث جلد 3 صفحه 110
حضرت علي (ع) : عدل سپري است که کشور را از حوادث نامطلوب و ويراني و
سقوط مصون مي دارد . عدل بهشتي است که همواره ثابت و پايدار است .
الحديث جلد 3 صفحه 20
مولا علي (ع) : در عهدنامه مالک اشتر فرموده است : حاکم بر هواي نفساني و
تمايلات خود باش ، و در انجام خواهشهاي غير مشروع نفس خويش بخل کن ، زيرا
با بخل به تمايلات نفساني خويشتن ، به عدل موفق مي شوي و به آنچه مايلي يا
بي ميلي ، ميتواني منصفانه عمل کني . دل خود را به وظيفه رحمت و محبت نسبت
به مردم آگاه کن و درباره آنان مهربان باش . مبادا روش معاشرتت با مردم
مانند جانور درنده اي باشد که خوردن آنها را غنيمت بشمري .
الحديث جلد 3 صفحه 14
حضرت علي (ع) : زاهدان در دنيا گروهي ميباشند که پند داده ميشوند و پند
ميگيرند و ترسانده ميشوند و ميترسند ، دانشمند ميشوند و عمل به دانش خويش
ميکنند ، اگر در آسايش و راحتي قرار گيرند سپاسگذاري کنند و اگر در تنگناي
سختي قرار گيرند صبر و شکيبايي کنند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
به مولا علي (ع) عرض کردند : اي جانشين رسول خدا (ص) ما امر به معروف نمي
کنيم تا خودمان عمل به آن کنيم و نهي از منکر نمي کنيم تا تمام آنرا ترک
نکنيم ، حضرت فرمود : نه ، بلکه شما امر به معروف کنيد اگرچه به تمام گفته
هاي خود عمل نمي کنيد و نهي از منکر کنيد اگرچه تمام آنچه را که نهي مي
کنيد عمل نمي کنيد . ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
مولا علي (ع) : بياموزيد هرچه ميخواهيد ، همانا شما بهره اي نمي بريد ( از
علم تان ) مگر اينکه عمل به علمتان کنيد ، بواسطه اينکه همت علماء عمل است
و همت سفيهان ياد گرفتن. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
مولا علي (ع) : همانا مردم طلب علم و دانش را ترک کردند ، به واسطه آنچه
که از عالم بي عمل ديدند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 37
مولا علي (ع) : دنيا آخرين ديدگاه و هدف کوردل است ، کوردل جز دنيا چيزي
نمي بيند ، ولي روشن دل بينا ديده اش را باز ميکند و ميداند که در پس اين
دنيا سراي آخرت است ، بينا از دنيا دوري ميکند ، اما کوردل به سوي دنيا
ميشتابد ، انسان بينا و دانا از دنيا توشه نيک براي آخرت جمع ميکند ، و
کوردل براي دنيايش توشه جمع ميکند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 46
مولا علي (ع) : زهد در دنيا کوتاهي ايده ها و آرزوها و سپاسگذاري بر
نعمتها و دوري از محرمات است ، اگر اين خصلت از شما دور شد زينهار که حرام
بر صبر شما پيروز شود و مبادا آنکه سپاسگذاري را در وقت نعمت فراموش کنيد ،
زيرا که خداي تعالي به واسطه پيامبران و امامان که حجتهاي آشکارايند ( که
پابرجا هستند ) و نيز به وسيله کتابهاي آسماني روشن و ظاهر ، عذري برايتان
باقي نگذاشته است. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
مولا علي (ع) : اي گروه مردمان همانا دنيا جايگاه گذر و عبور است اما آخرت
خانه ثابت و پابرجاست ، پس از اين دنيا به نفع آخرت خويش کار نيک انجام
دهيد پيش از آنکه شما را از اين دنيا بيرون برند ، قلبهاي خويش را از اين
دنيا خارج کنيد زيرا که شما براي سراي آخرت آفريده شده ايد ولي در دنيا
زنداني شده ايد همانا مرد هنگامي که بميرد فرشتگان گويد چه چيز پيش از خود
فرستاد ( چه کار يا اعمالي براي آخرت خود انجام داد ) ولي مردم گويند از او
چقدر ثروت و مال باقي مانده است، پس به سوي خداست برگشت شما ، چيزي پيش از
مرگ براي آخرت خود بفرستيد که به نفع شما باشد ، نه آن که چيزي بفرستيد که
بر ضرر و زيان شما باشد ، همانا دنيا مانند زهر است که نادان آنرا
ميخورد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
مولا علي (ع) : چه مي کند با مال و فرزند کسي که از دنيا بيرون ميرود ( مي
ميرد) و بر آنها حسابش را مي کشند ، برهنه وارد دنيا شديد و برهنه از آن
بيرون مي شويد ، همانا دنيا پلي است از آن بگذريد ، آن را پشت سر اندازيد.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
مولا علي (ع) : بدبخت ترين مردم کسي است که بر او گرد آيد تهيدستي دنيا و
عذاب و مجازات آخرت. ارشاد القلوب جلد1 صفحه 48
مولا علي (ع) : پارسايان در دنيا پادشاهان آخرت و دنيايند ، آن کس که در
دنيا پارسا نباشد و ميل به دنيا کند فقير دنيا و آخرت است ، هرکس در دنيا
پارسايي کند مالک دنيا گردد و هرکس ميل به دنيا کند ، دنيا او را مالک شود.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48
مولا علي (ع) فرمود : به خدا سوگند آن قدر اين لباسم را وصله و پينه زدم ،
که از آنکه آنرا وصله ميکرد خجالت کشيدم و کسي به من گفت يا علي اين لباس
را دور نمي اندازي . ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48
حضرت علي (ع) : طالب دنيا مانند کسي است که با مشت آب را برداشته و از
ميانه انگشتانش مي ريزد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 57
مولا علي (ع) در تفسير گفته خداي تعالي ( ولا تنس نصيبک من الدنيا ) ( و
فراموش مکن بهره خويش را از دنيا ) ( سوره قصص آيه 77 ) فرموده است :
فراموش مکن تندرستي ، نيرو ، جواني ، بي نيازي ، آمادگي خود را فراموش مکن
که به فکر آخرت باشي و آن سراي را طلب کني. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 62
مولا علي (ع) : خداي تعالي همانا گرفتار ميکند بندگانش را وقتي که گناهشان
طولاني شد به کمي ميوه ها و حبس برکتها و بستن درهاي گنجينه هاي خوب را تا
توبه کنند و برگردد و خودداري از گناه کند و معصيت را ريشه کن نمايد و به
ياد خدا بيفتد ياد کننده و خويشتن را مانع از گناه شود ؛ همانا خدا استغفار
و طلب آمرزش را سبب از براي آمرزش و فزوني رزق و رحمت از براي آفريدگان
قرار داده. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 80
حضرت امام علي (ع) در طي خطبه اي بعد از ستايش خدا فرمود : همانا دنيا پشت
کرده به اهلش و به جدايي آنها اعلان کرده و همانا آخرت رو آورده است و
نزديک شده آگاه باشيد که امروز روز آماده شدن و فردا روز پيشي گرفتن ، پيشي
گرفتن به سوي بهشت و پايانش آتش است پس آيا توبه کننده اي از گناه پيش از
مرگ نيست و آيا نيست کسي که پيش از رسيدن سختي و بدبختي براي نجات خويشتن
چاره اي کند ، آگاه باشيد شما در روزگار و اميد باشيد که پشت سر اين روز
مرگ است و بس ، پس هرکس در روزگار اميدواريش پيش از رسيدن مرگش کاري کرد ،
کردارش او را بهره بخشد مرگش زياني به او نرساند و هرکس در روزگار پيش از
مرگ کوتاهي کند ، کردارش زيان آورد و هلاکش کند و مرگ زيان آورد.آهاي هنگام
راحتي عمل و ( کار خير ) کنيد ، همانطور که هنگام ترس و بيم عمل ميکنيد ،
آگاه باشيد که همانا من طالبي را مانند بهشت خوابيده ( در حال غفلت ) نديدم
و عذابي را مانند دوزخ نديدم که گريزان از آن در خواب غفلت باشد ، هرکس که
حق به او فايده نرساند مسلم باطل به وي زيان خواهد رساند و هرکس به واسطه
حق به راه راست نيامد گمراهي او را به سوي پستي و هلاکت برگرداند. آگاه
باشيد که همانا شما مامور به کوچ کردن و حرکت و راهنمايي به توشه برداشتن
شده ايد و همانا دو چيز مهم است که بر شما ترسان و بيمناک هستم : يکي پيروي
هواي نفس و ديگري آرزوي دراز ، پس از دنيا ( توشه نيک ) برگيريد ، در همين
دنيا چيزي را که در قيامت شما را نجات دهد برگيريد. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 85
مولا علي (ع) : به دنيا مانند نگاه پارساياني که دوري از آن کرده اند نگاه
کنيد ، زيرا که به خدا سوگند دنيا به زودي ساکنانش را نابود ميکند و
صاحبان نعمت را غمگين و افسرده خاطر ميسازد آنچه که از دست انسان گرفته شده
بر نمي گردد و از آينده دنيا خبر ندارد ، بايد انتظار داشت که شادماني
دنيا آميخته به غمهاست ، نيرو و قدرت مردان دنيا به سستي و ناتواني ميرسد.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 86
مولا علي (ع) : کسي که بداند برگشت او به مرگ است ، جايگاه ورودش قبر است ،
در حضور پروردگار مي ايستد و اعضاي بدنش بر کردارش گواهي مي دهند ، اندوهش
طولاني و گريه اش فراوان و انديشه و فکرش هميشگي ميگردد. ارشاد القلوب
جلد 1 صفحه 120
حضرت مولا علي (ع) : شنيد که مردي مي گويد ( استغفرالله ) ، سپس فرمود :
ساکت شو مادرت به عزايت بنشيند ، تو حد و اندازه استغفار را ميداني ؟
استغفار درجه و جايگاه عليين و بلند پايگانست و شش شرط دارد : 1.پشيماني بر
افعال و کردار گذشته .2.تصميم اينکه ديگر برگشت به آن کردار ناپسند
نکني.3.حقوق مردم را بدهي تا خدا را پاک و پاکيزه ملاقات کني.4.هر واجبي که
انجام نداده اي قضايش را به جاي آوري .5.گوشتي که از حرام و معصيت روييده
بر بدنت ، قصد کني که به ناراحتي عبادت آبش کني.6.بچشاني بدنرا الم و زحمت
اطاعت را همانطوريکه شيريني گناه و معصيت را چشانده اي. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 116
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: پادشاهى نيست كه خدا به او قدرت و
سلطنت و نعمت عطا كند و سوء استفاده از قدرت نمايد و بر بندگان ستم كند
مگر اينكه خدا سلطنت را از او زوال بياورد مگر نمي بينى گفته ى خداى
تعالى را كه ميفرمايد : «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى
يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» « سوره رعد آيه 11 » همانا خدا نعمت مردمى
را عوض نميكند تا زمانى كه مردم خود را عوض كنند و نافرمانى خدا كنند.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 167
حضرت امير المؤمنين علي (ع) فرمود : از شيعيان و پيروان من نيست كسى كه
مال مؤمن را بعنوان حرام بخورد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 163
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به ابى ذر فرمود: هميشه دلت را وادار
بفكر كردن و زبانت را مأمور ذكر گفتن خدا و تنت را وادار بعبادت و چشمت را
مأمور گريه كردن از خوف خدا كن و روزى فردا را اهميت مده و هميشه در مسجدها
باش كه همانا آبادكنندگان مساجد اهل خدايند، و بويژه آنان كه در مسجدها
قرآن مي خوانند و عمل به آن ميكنند. حضرت علي (ع) فرمود : جوانمردى در
شش چيز است سه تاى آن در سفر و سهى ديگر در حضر است آن سه كه در حضر است:
خواندن قرآن، آباد كردن مسجد و مردم را برادر گرفتن در راه خدا، و اما آن
سه كه در سفر است بخشيدن زاد و توشه به همراهان، اخلاق نيكو، خوش رفتارى با
همراهان. خداى تعالى فرموده است مسلم اعلان جنگ با من كرده است كسى
كه اذيت كند يا بترساند مؤمنى را. و چنين بود عيسى بن مريم كه
ميفرمود: اى گروه همراهان من خويشتن را دوست خدا كنيد بوسيله دشمن داشتن
اهل معصيت و بخدا نزديك شويد با دورى از ( اهل معصيت ) و رضاى خدا را بدست
آوريد در خشمگين شدن با آنها ( اهل معصيت ) و هر گاه مي نشينيد با كسى
همنشينى كنيد كه در مجالست آنان كردار نيك شما از سخنان او زيادتر شود و
ديدنش شما را بياد خدا اندازد و مايل بآخرت كند شما را عمل آن كس .
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 189
مولا علي (ع) فرمود : خداى سبحان فرموده است هر گاه كسى كه معرفت به من
دارد و نافرمانى مرا بكند من هم بر او چيره گردانم كسى را كه مرا
نشناسد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 204
مولا علي (ع) : دنيا خواب و خيالست و آخرت بيداريست و ما در بين دنيا و
آخرت خواب و بيدار هستيم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 204
از مولا علي (ع) از معنى پارسائى پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش
از قوت روزانه اش نخواهد و آماده ى براى مرگ باشد. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 204
مولا علي (ع) فرمودند : كه همانا دشمن من حاجتش را از من ميخواهد و من
هم حاجت او را بزودى بر آورم از ترس اينكه مبادا ديگرى حاجت او را بر آورد
يا اينكه او بي نياز شود و ثوابش از من فوت شود. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 204
مولا علي (ع) : مؤمن سخنش ذكر است ، سكوتش فكر است و نگاهش عبرت است.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 204
از مولا علي (ع) از معنى پارسائى پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش
از قوت روزانه اش نخواهد و آماده ى براى مرگ باشد. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 204
حضرت امير المؤمنين فرموده است همانا خدا را بندگانى است كه دلهايشان از
خوف خدا شكسته بطورى كه هيچ سخن نميگويند با اينكه آنان سخنسرايان فصيح
ميباشند، نجيب مردانند كه بسوى اعمال شايسته پيشى مي گيرند با اينكه مردان
شايسته اند خود نمائى بشايستگى نميكنند كردار نيك زياد دارند ولى اندك مي
شمارند و خويشتن را ازبََدان مي شمارند با اينكه از خوبانند. ارشاد
القلوب جلد 1 صفحه 232
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده: هيچ مؤمنى روز و شب را سپرى
نميكند مگر اينكه نفسش در پيش او متهم است به گمانهاى بد و او را بشك و
ترديد مي اندازد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 239
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه گيرى
اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود
را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى ،
خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر
گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش
را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن
از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند
خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد
القلوب جلد 1 صفحه 242
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه گيرى
اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود
را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى ،
خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر
گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش
را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن
از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند
خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد
القلوب جلد 1 صفحه 242
حضرت على عليه السّلام به قنبر ميفرمود: مژده باد تو را و تو هم بديگران
مژده ده بآنها بگو بديگران مژده دهند كه بخدا سوگند رسول خدا از دنيا رفت و
او بر تمام امتش خشمگين بود غير از گروه شيعيان آگاه باشيد كه براى هر
چيزى پيشوائيست و پيشواى زمينها زمينيست كه شيعيان در آن جاى گزينند و براى
هر چيزى آبروئيست آبروى دين شيعيانند بخدا سوگند اگر شما نبوديد زمين اهلش
را فرو مي كشيد.و كسى كه با آنها كه مخالف ما هستند اگر چه كوشش در عبادت
هم داشته باشند مشمول اين آيه خواهند بود: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ
عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيَةً» « سوره غاشيه آيه 4 » صورتهائى
كه درين روز بيمناكند عملكننده و رنج كشيده اند وارد مي شوند در آتش
بسيار گرم >> بخدا سوگند هر دعاى خيرى كه مخالف ما بكند در باره ى
شما مستجاب ميشود ، و نيست دعاى خيرى از شما مگر اينكه خدا براى او صد
برابر آن دعا عنايت فرمايد و سؤال نمي كند از شما مسأله اى مگر اينكه چند
برابرش براى او حاصل مي شود بخدا سوگند روزه دار شما در بوستان بهشت
ميچرد.
بخدا سوگند حاجى و انجام دهنده ى عمره اى از شما از مقربين و خواص
پيشگاه خدايند و شما تمامتان دعاكنندگانى هستيد كه دعايتان مستجاب است ترس و
بيم بر شما نيست غمگين و افسرده خاطر مباشيد تمام شما در بهشتيد پس جاى
بگيريد در درجات بهشت بخدا كسى از شيعيان ما نزديكتر بعرش پروردگار نيست
خوشا بحال شيعيان ما چقدر صنع خدا در باره ى آنان نيكوست.
بخدا سوگند حضرت امير المؤمنين فرموده كه شيعيان ما از قبرها بيرون آيند
در حالى كه رويشان ميدرخشد ديدگانشان روشن است كه امان بآنان داده شده مردم
همه در آن روز بيمناكند آنان را ترس و بيمى نيست بخدا سوگند هيچ يك از شما
براى نماز كوشش نمي كند مگر اينكه فرشتگان او را در برگيرند خدا را بخوبى
در باره ى او ميخوانند تا وقتى كه از نماز فارغ شوند.
آگاه باشيد كه براى هر چيزى جوهريست و جوهر فرزندان آدم حضرت محمّد صلّى
اللَّه عليه و اله و ما و شما باشيم و خداوند بسوى موسى وحى فرستاد، كه
بهيچ وسيله اى كسى بسوى من نزديك نمي شود مگر بورع و دورى كردن از
محرمات. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 246
حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود : كه هميشه مرد مسلمان سالم است تا
زمانى كه خاموش ( ساکت ) است پس هر گاه سخن گفت در نامه ى عملش يا ثواب و
يا گناه نوشته مي شود. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 248
حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود در وصيتى كه به فرزندش محمّد حنفيه
كرد بدان كه زبان سگى است درنده اگر او را رها كنى اذيت مي كند تو را و چه
بسا سخنى گويد كه نعمتى را از تو سلب كند و بلائى را بسوى تو بكشاند زبانت
را نگهدارى كن آنچنان كه طلا و نقره ى
خود را نگهدارى مي كنى و هر كس در سخن گفتن شتاب كرد زبانش او را بسوى
بديها كشاند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 248
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چنين بود هر گاه ميفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» «سوره
انعام آيه 79 » صورتش تغيير ميكرد و رنگ مباركش زرد ميشد بطورى كه همه مي
دانستند از خوف خدا اين حالت به وى دست داده و حضرت يك هزار بنده از
دسترنج خود در راه خدا آزاد كرد ، كارش اين بود كه نهال درخت ميكاشت بعد
ميفروخت و از پول آن بنده ميخريد و در راه خدا آزاد ميكرد و با همين حالت
آنان را چيزى از مال خود مي بخشيد كه نيازى به مردم نداشته باشند. ارشاد
القلوب جلد 1 صفحه 252
بعضى از غلامان به حضرت اميرالمومنين علي (ع) خبر دادند كه چشمه اى در
يكى از باغها آبش چنان ميجوشد مانند گردن شتر از آن چشمه آب بيرون مي آيد
حضرت چند گواه طلب كرد و آنان را گواه گرفت كه اين چشمه را در راه خدا وقف
كردم تا پايان دنيا و فرمود : اين كار را كردم تا آتش را از چهره ى من
دور كند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 253
حضرت امير المؤمنين به يارانش فرمود: اگر مي توانيد سخت از خدا بترسيد و
گمان خود را به او نيكو نمائيد بين اين دو صفت جمع كنيد زيرا كه گمان خوب
بنده به پروردگارش باندازه ى ترس از خداست و همانا خوش گمانترين مردم
بپروردگار همانهايند كه سخت بيمناكند پس آرزوها را واگذاريد فعاليت و كوشش
كنيد تا بتوانيد حق خالق و مخلوق را ادا كنيد و هر كس كه حق خدا را ادا كند
برايش دورى از آتش باشد و نيست براى كسى بر خدا حجتى و نه بين خدا و كسى
خويشاونديست.
خدا داستان گناه آدم را مثل نزده مگر براى بيدارى شما. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 260
روايت شده كه حضرت على عليه السّلام به قصابى گذشت كه گوشتهاى چاق و فربه
اي در دكان داشت مرد قصاب عرضكرد: اى امير المؤمنين از اين گوشتهاى چاق
خريدارى كنيد حضرت فرمود: پول همراه من نيست. قصّاب گفت: نسيه ميدهم فرمود
من به نخوردن گوشت صبر ميكنم و نسيه نمي برم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه
284
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: صبر و شكيبائى نسبت به ايمان به
منزله سر است در بدن انسان و كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد. ارشاد القلوب
جلد 1 صفحه 305
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه حسد نورزيد زيرا كه حسد ايمان
را ميخورد همچنان كه آتش هيزم را ميخورد پس هر گاه كه پيغمبر و حضرت امير
المؤمنين گواهى دهند به اينكه حسد ايمان و كردار نيك را ميخورند چه چيز بعد
از رفتن ايمان و كردار نيك براى بنده بجا و باقى مي ماند پس دورى كنيد از
حسد تا دلها و چشمهاى شما در آسايش باشد از رنج و گناه. ارشاد القلوب
جلد 1 صفحه 313
مولا علي (ع) فرمود : كسى كه يقين دارد خدا عوض انفاقش ( کمک کردن به
ديگران ) را به او ميدهد از انفاق كردن ( از کمک کردن به ديگران ) خوددارى
نمي كند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 333
حضرت علي (ع) فرمود : كه توجه كنيد به كارهاى خوب و بشتابيد بسوى آنچه
كه براى شما منفعت دارد.بدانيد كه نيازمندي هاى مردم بسوى شما از
نعمتهاى خداى تعالى است بر شما ( به علت اينکه نيازمندي خلق الله را برطرف
کني و خداوند هم نيازمندي تو را برطرف ميکند ) و كريمترين مردم كسى است كه
عطا كند به كسى كه به او اميدى ندارد و هر كس يك گرفتارى از مؤمنى برطرف
كند خدا از او هفتاد و دو گرفتارى از گرفتاريهاى دنيائيش برطرف كند و هفتاد
و دو گرفتارى از گرفتاريهاى آخرتش را و هر كس به كسى نيكى نمايد خدا به او
نيكى كند و خدا نيكوكاران را دوست دارد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 333
روايت شده كه همانا حضرت امير المؤمنين به كميل بن زياد فرمود : اى كميل
اهل و عيالت را فرمانده كه به طرف خوبيها بروند و شبها پى حاجت خوابيدگان
بروند ، سوگند به آن خدائى كه تمام صداها را مي شنود هر كس دلى را شاد
كند خداوند به جاى آن شادى مهربانى بيافريند كه هر گاه مصيبت و بلائى بر او
رو آورد آن مهربانى مانند سيل بسوى او سرازير شود پس آن مصيبت را از او
دور كند مانند شتر غريبى را كه از گله شتران دور كنند. ارشاد القلوب جلد
1 صفحه 333
و روايت شده كه اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) هر گاه حاجتمندى خدمتش مي رسيد
به او ميفرمود كه حاجت خود را بر زمين بنويس زيرا كه من خوش ندارم كه ذلت و
پستى سؤال را در صورت سائل ببينم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 329
مولا علي (ع) فرمودند : نخستين مرحله حکمت و دانايي ترک لذتها و سرانجام
آن دشمن داشتن امور ناپايدار است. غررالحکم جلد 2 حديث 3052
مولا علي (ع) فرمودند : اولين وظيفه واجب بر شما در مقابل خداوند
سپاسگذاري از نعمتهاي او و جستجوي خشنودي اوست. غررالحکم جلد 2 حديث3329
مولا علي (ع) فرمودند : نخستين گام در جوانمردي فرمانبرداري از خدا و
پايان آن دوري جستن از پستيهاست. غررالحکم جلد 2 حديث 3195
مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز اخلاص ، نا اميدي از چيزي است که در دست
مردم است. غررالحکم جلد 2 صفحه 3290
مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز بيهودگي ، بازي است و آخرش درگيري.
غررالحکم جلد 2 صفحه 825 حديث 3132
اميرالمومنين (ع) فرمود : ما خاندان پيامبر ، هيچ کس با ما مقايسه
نميشود.قرآن در شان ما نازل شده ، و معدن رسالت درميان ما است. عيون
الاخبار الرضا (ع) ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 133 حديث 147
اميرالمومنين (ع) فرمود : نهمين از فرزندانت - اي حسين (ع) - همان قائم
بالحق است که پيروزي دهنده دين و گستراننده عدل است . . . اما بعد از غيبت و
سرگرداني ، که در اين غيبت ، هيچ کس ثابت بر دين نمي ماند ، مگر مخلصاني
که با روح يقين مباشرت دارند. کمال الدين و تمام النعمة ، مسند امام رضا
(ع) جلد 1 صفحه 221 حديث 386
حضرت موسي بن جعفر (ع) از پدرانش از حضرت امام حسين (ع) روايت ميکند که
يکي از روزها اميرالمومنين (ع) با گروهي از ياران خود نشسته و آنها را براي
جنگ آماده ميکرد ، در اين هنگام پيرمردي که گرد و غبار سفر در چهره اش بود
وارد شد. مرد مسافر پرسيد : اميرالمومنين کجاست ؟ حضرت را به آن مرد نشان
داد ، و او سلام کرد و بعد گفت : يا اميرالمومنين من از طرف شام مي آيم و
پيرمرد هستم ، شنيده ام در وجودت فضائل بسياري هست ، و من گمان ميکنم که به
زودي کشته خواهي شد و اينک آنچه را خداوند به تو تعليم داده به من تعليم
فرما.حضرت علي (ع) فرمود : آري اي پيرمرد هرکه دو روزش مساوي باشد در زندگي
خود زيان ديده است ، و هرکس کوشش خود را براي رسيدن به دنيا متمرکز کند از
از ادبار دنيا حسرت خواهد خورد ، و هر آنکس که دو روز از ايام زندگيش در
شر و فساد بگذرد از مواهب الهي محروم ميگردد. هرکس به امور آخرت بي اعتنا
باشد و از دنيايي که به او رو آورده استفاده کند و توجه نداشته باشد که از
کجا به دست ميآورد اين چنين آدمي از تبه کاران به شمار ميآيد ، کسي که به
نواقص اخلاقي و اجتماعي خود متوجه نباشد ، هواي نفس بر او غلبه خواهد
کرد.اي پير مرد براي مردم بپسند آنچه را براي خود مي پسندي ، و با مردم
آنطور رفتار کن که ميل داري با تو آن گونه رفتار کنند ، پس از اين
اميرالمومنين (ع) صورت خود را متوجه يارانش کرد و فرمود : اي مردم مگر
مشاهده نمي کنيد که اهل دنيا با حالات مختلف صبح را به شب و شب را به روز
ميآورند ، يکي زمين ميخورد و از درد بر خود مي پيچد و ديگري از وي عيادت
ميکند و از ديدن رنج بيمار ناراحت ميگردد ، يکي از فرط ناراحتي و شدت مرض
با جان خود تلاش ميکند و ديگري اميد به زندگي ندارد ، و يکي در بستر مرض
افتاده و نزديک است جان دهد ، يکي طالب دنيا است در صورتيکه مرگ او را
دنبال ميکند ، و ديگري غافل از همه چيز همواره در تلاش است در صورتيکه از
ديد حقيقت هرگز دور نبوده است. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 55 الي 58
سوالات زيد بن صوحان از شاه ولايت اميرالمومنين مولا علي بن ابيطالب (ع)
زيد بن صوحان عبدي عرض کرد : يا اميرالمومنين کدام سلطان قوت و قدرتش بيشتر است ؟ حضرت فرمود : مرگ.
عرض کرد : کدام چيز ذلتش بيشتر است ؟ فرمود : حرض بر جمع مال دنيا.
عرض کرد : کدام فقر از همه سخت تر است ؟ فرمود : کفر بعد از ايمان.
عرض کرد : کدام دعوت از همه گمراه تر است ؟ فرمود : کسي که مردم را به طرف موهومات ( يا به طرف خلاف ) دعوت ميکند.
عرض کرد : کدام عمل افضل است ؟ فرمود : پرهيزکاري.
عرض کرد : کدام عمل رستگاريش بيشتر است ؟ فرمود : طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است.
عرض کرد : کدام مصاحب ( هم صحبت ) از همه بدتر است ؟ فرمود : آن کسي که معصيت ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمي را به نافرماني خداوند وادارد.
عرض کرد : کدام يک از مردم شقاوتش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که دين خود را به دنياي ديگري بفروشد.
عرض کرد : کدام يک از مخلوقات از همگان نيرومندتر است ؟ فرمود : آن کس که بردباريش از همه بيشتر است.
عرض کرد : کدام يک از مردم بخلش بيشتر است ؟ فرمود : آن کسي که از راه حرام مالي بدست آورد.
عرض کرد : کدام يک از مردم زرنگيش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که به حالات خود بنگرد و رستگاري خود را از گمراهي درک کند و بنگرد راه سعادت در چيست و بطرف آن گرايش پيدا کند.
عرض کرد : با حلم ترين مردم کيست ؟ فرمود : آن کسي که به خشم نيايد.
عرض کرد : کدام يک از مردم ثبات راي بيشتري دارند ؟ فرمود کسي که فريب مردم را نخورد و دنيا نيز با زرق و برق خود او را از راه بيرون نکند.
عرض کرد : کدام يک از مردم از همه نادان ترند ؟ فرمود : کسي که گول دنيا را بخورد ، در صورتيکه مشاهده ميکند دنيا با ديگران چگونه بازي کرد.
عرض کرد : کدام يک از مردم حسرت و پشيماني بيشتري دارند ؟ فرمود : کسي که از دنيا و آخرت محروم شده باشد و اين خود زيان آشکاري است.
عرض کرد : کدام يک از مردم کور هستند ؟ فرمود : آنکس که براي خداوند عملي انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد.
عرض کرد : کدام قناعت از همگان افضل است ؟ فرمود : آنکس که به آنچه خداوند به وي عطا کرده قناعت کند ، و حرص و آز نداشته باشد.
عرض کرد : کدام مصيبت از همه دردناکتر است ؟ فرمود : مصائب در امور دين از همه ناراحت کننده و آزار دهنده تر است.
عرض کرد : کدام يک از اعمال عبادي نزد خداوند بيشتر مورد علاقه است ؟ فرمود : انتظار فرج.
عرض کرد : کدام يک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند ؟ فرمود : آنکه بيشتر از همه از خداوند ميترسد ، و تقواي بيشتر و زهد زيادتري دارد.
عرض کرد : کدام سخن در نزد خداوند بهتر است ؟ فرمود : زياد در ياد خدا بودن و عجز و لابه و دعا نمودن.
عرض کرد : کدام گفته از همه راست تر است ؟ فرمود : گواهي دادن به وحدانيت خداوند متعال.
عرض کرد : کدام يک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است ؟ فرمود : تسليم در برابر خداوند و ترس از معاصي و پرهيزکاري از گناه.
در اين هنگام اميرالمومنين (ع) متوجه پيرمرد شامي شد و فرمود : خداوند
متعال بندگاني را آفريد و دنيا را بر آنها تنگ گرفت ، و با نظر مخصوصيکه به
آنان نگريست آنها نسبت به دنيا بي ميل شدند و به طرف آخرت متمايل گرديدند ،
و به سختي معيشت صبر کردند و در شدائد و گرفتاريها شکيبائي به خرج دادند.
اين جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بندند و به سراي جاوداني
بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندي برسند ، اين گروه مردم همواره دنبال
رضاي خداوند بودند و در نتيجه پايان زندگي آنها به شهادت انجام گرفت و
خداوند را در حاليکه از آنها راضي بود ملاقات کردند. بدانيد که مرگ راه
گذشتگان است و همه بايد اين راه را بگذرانند ، اين مردم بايد براي آخرت خود
زاد و توشه بردارند و اين زاد و توشه طلا و نقره نيست ، اين جماعت لباسهاي
درشت پوشيدند و در طول زندگي خود در شدائد صبر کردند و به فضيلت خدمت
نمودند. اين مردم در محبت و دوستي و يا بغض و دشمني فقط خداوند را در نظر
گرفتند ، اينان چراغهاي هدايت کننده اند و در آخرت از نعمتهاي پروردگار
برخوردار ميگردند.پيرمرد گفت : من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در
صورتيکه با چشم خود بهشت را مي نگرم ، و مشاهده ميکنم که اهل بهشت با تو
هستند ، يا اميرالمومنين اينک به من اسلحه جنگي مرحمت کن تا با دشمنانت جنگ
کنم ، اميرالمومنين (ع) اسلحه جنگ به آن مرد شامي مرحمت کردند و او را بر
اسب سوار کرده و به طرف ميدان جنگ روانه ساختند ، مرد شامي مقابل حضرت به
جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامي ( در ميدان جنگ ) به شگفت آمده
بود.هنگامي که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشگر زد و سرانجام کشته شد ،
يکي از ياران اميرالمومنين (ع) او را روي زمين مشاهده کرد در حاليکه به
شهادت رسيده بود ، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود ، پس از اينکه گرد و
غبار جنگ فرو نشست ، اميرالمومنين (ع) در حاليکه سوار بر اسب بود و سلاح
جنگي در تن داشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود : به خداي سوگند
اين مرد خوشبخت بود و براي برادر خود طلب آمرزش ( از خداي تعالي ) کنيد.
کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 58 الي 64
اميرالمومنين (ع) فرمودند : حکيمان و دانشمندان پيشين چون به يکديگر نامه
مي نوشتند سه جمله مي نوشتند که چهارمي نداشت : 1- آنکه همتش را به کار
آخرت گماشت خداوند کار دنياي او را کفايت ميکند 2- آنکه باطن خود را اصلاح
کند خداوند ظاهرش را اصلاح فرمايد 3- آنکه کارهاي ميان خود و خدا را اصلاح
کند خداوند کارهاي ميان او و مردم را اصلاح فرمايد. خصال شيخ صدوق جلد 1
صفحه 147
اميرالمومنين (ع) فرمود خداي تبارک و تعالي به حضرت موسي (ع) فرمود : اي
موسي سفارش مرا درباره چهار چيز نگهدارا ، اولش آنکه تا گناهان خود را
آمرزيده نديده اي به عيب ديگران نپرداز ، دوم تا پايان يافتن خزينه هاي مرا
نديده اي غم روزي خود مخور ، سوم تا زوال سلطنت مرا نديده اي به کسي جز من
اميدوار مباش چهارم تا شيطان را مرده نديده اي از مَکرش آسوده خاطر مباش.
خصال شيخ صدوق جلد 1 صفحه 240
اميرالمومنين (ع) فرمود : تمام نيکيها در سه چيز جمع شده است : نگريستن ،
سکوت ، و سخن ، هر نگريستن که در آن پند و عبرت نباشد در آن فائده نيست ،
هر سخني که در آن ياد خدا نباشد لهو است ، و هر سکوتي که در آن انديشه
نباشد غفلت است ، پس خوشا به حال آنهاييکه نظرشان از روي عبرت و سکوتشان
موجب فکر و انديشه و سخنانشان ذکر خدا باشد و به گناهانيکه از وي سر زده
گريه کند و مردم از وي در امان باشند. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 100
اميرالمومنين (ع) فرمود : جبرئيل بر حضرت آدم (ع) فرود آمد و گفت : اي آدم
خداوند تو را مخير کرده که يکي از سه چيز را اختيار کني و اينک يکي از
آنها را برگزين و بقيه را رها کن ، آدم گفت آن سه چيز که خداوند فرموده
چيست ؟ جبرئيل گفت : عقل ، حياء ، و دين آدم گفت : من عقل را پذيرفتم ،
جبرئيل به حياء و دين گفت : شما برويد ، آن دو گفتند : اي جبرئيل ما
ماموريت داريم هرجا عقل باشد با آن باشيم جبرئيل گفت : پس باشيد و بعد به
آسمان بالا رفت. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 125
اميرالمومنين سلام الله عليه فرمود : هرکس به اندازه کفايت زندگي از دنيا
قناعت کند اندکي از دنيا هم او را کفايت ميکند ، و هرکسي در دنيا قناعت
نداشته باشد هيچ چيز او را کفايت نميکند. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق
127
اميرالمومنين (ع) فرمود : حضرت رسول (ص) ميفرمود : خداوندا خلفاي مرا
بيامرز ؛ گفته شد : يا رسول الله خلفاي شما چه افرادي هستند ؟ فرمود :
کسانيکه بعد از من بيايند و روش مرا با گفتارم براي مردم بازگو کنند.
کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 128
اصبغ بن نباته از اميرالمومنين (ع) روايت کرده که آن حضرت در يکي از خطبه
هايش فرمود : اي مردم گفتار مرا بشنويد و خوب از من دريافت کنيد ، جدائي
بين ما و شما نزديک است ، من امام مردم و وصي بهترين آفريده خدا ، و همسر
سيده زنان ، و پدر خاندان طهارت و پيشوايان هدايت ، و برادر رسول خدا ، و
وزير ، و مصاحب ، و دوست و برگزيده او هستم. منم اميرمومنان و پيشواي سپيد
چهره گان ؛ و سيد اوصياء ، جنگيدن با من جنگ با خداوند است ، و صلح با من
صلح با خداوند است ، و اطاعت از من اطاعت از خداوند است ، و دوستي با من
دوستي با خداوند است ، و شيعيان من دوستان خداوند هستند ، و ياوران من
ياوران خداوند هستند ، سوگند به خدائي که مرا آفريد و چيزي نبودم ،
نگهدارندگان اسرار از آل محمد (ع) ميدانند که ناکثين و قاسطين ، و مارقين
مورد لعنت حضرت رسول اکرم (ص) قرار گرفته اند ، و زيان کار است آنکسي که
دروغ به رسول خدا (ص) ببندد. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 133
اميرالمومنين (ع) در ضمن وصايايي به فرزندش محمد حنفيه فرمود : اي فرزند من از آمال و آرزوها دوري کن ، آرزوهاي دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب ميشود که آدمي امور آخرت را به تعويق اندازد ، يکي از بهترين لحظه هاي انسان در زندگي هم نشيني با مردمان شايسته است. با اهل خير مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردي ، و از اهل شر و فساد دوري کن و با کساني که تو را از ياد خدا و مرگ غافل ميکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوري گزين. سوء ظن و بدگماني بر تو غلبه نکند ، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد ، با هيچ دوستي نمي تواني زندگي کني و باب ارتباط با خلق خدا را روي خود خواهي بست.قلب خود را با ادب پاکيزه نگه دار ، همان طور که هيزم به وسيله آتش پاکيزه ميگردد ، بهترين ياور آدمي ادب است ، تجربه هاي نيک را بايد از اشخاص عاقل آموخت ، نظريات مردم را با يکديگر بسنج و سپس نيکوتر آنها را که به حق نزديک است برگزين ، و آنچه را که موجب شک و ترديد است دور بيفکن. اي فرزند من شرفي بالاتر از اسلام نيست ، عزتي بالاتر از تقوي و پرهيزکاري و پناهگاهي بهتر از ورع و شفيعي رستگارتر از توبه ، و لباسي زيباتر از عافيت ، و سلاحي نگهدارنده تر از سلامتي ، و گنجي بهتر از قناعت نيست و ثروتي که فقر را ببرد و انسان را با قناعت راضي نگه دارد. هرکس با اندکي از زندگي کفايت کند در آسايش منظمي خواهد بود ( يعني در زندگي به اندک هم راضي باشد و کفايتش کند ) ، و در زندگي آرام و لذت بخشي فرو خواهد رفت ، حرص و آز آدميان را در گرداب گناه گرفتار خواهد کرد ، غم و اندوه را با صبر و متانت و بردباري از خود دورساز ، اگرچه زندگي دنيا تو را گرفتار سازد و اندوه شما را فرا گيرد.رستگار شدند آن کسانيکه اعمال شايسته به جا آوردند و در پيشگاه خداوند با کارهاي نيک حاضر شدند ، در همه امور زندگي خود به پروردگار قادر قهار پيوستگي پيدا کن و به آن ساحت مقدس پناه ببر. زيرا خداوند بهترين پايگاه و محل اعتماد انساني است ، هرچه خواهي از خداوند بخواه که کليد خير و شر و بخشش و عطاء و منع ( بازداشتن از دادن و باز داشتن کسي را از کاري) و نا اميدي در دست خداوند است. اي فرزند من روزي بر دو قسم است ، يک روزي تو را طلب ميکند و يک روزي تو در دنبال آن هستي ، و آن روزي که تو را دنبال ميکند به تو خواهد رسيد اگرچه در طلب آن نباشي کوشش نداشته باش که روزي يکسال را در يک روز فراهم آوري ، و خداوند روزي هر روز از ايام زندگانيت را به تو خواهد رسانيد ، و اگر چنانچه مقدر باشد که تو يکسال عمر کني خداوند روزي هر روز را به تو ميرساند ، اگر عمرت يکسال مقدر نباشد پس کوشش زياد فايده ندارد. بدان هيچ کس به روزي تو دسترسي پيدا نخواهد کرد و تو را مغلوب نخواهد ساخت ، و آنچه براي تو تقدير شده است از تو پوشيده نميگردد ، چه اشخاصيکه شب و روز در تلاش معاش هستند و خود را گرفتار مشقت ميکنند ولي هم چنان در فشار زندگي گرفتارند و چه افرادي ميانه رويي هستند زندگي آنان با خوشي و لذت ميگذرد. امروز متعلق به توست و فردا نميداني چه خواهد شد ، چه اشخاصيکه به اميد فردا کوشش کردند وليکن فردا را درک نکردند ، و چه اشخاصيکه زندگي آنان در اول شب مورد غبطه ديگران بود وليکن در پايان شب مرگ گريبان او را گرفت و گريه و ضجه از منزلش برآمد پس از فراخ زندگي وسعه رزق نبايد فريب خورد ، و از تاخير عذاب خداوند نبايد خوشحال شد ، زيرا خداوند همواره مردم را در نظر دارد و تعجيل نميکند و در روز باز پسين او را مکافات ميکند. اي فرزند از حکيمان پند بياموز ، و از گفته ها نصيحت و پند بگير و دقت کن ، و از آنچه مورد استفاده است به خوبي فراگير و از آنچه تو را باز ميدارد اجتناب کن و نفس خود را از مشتهيات باز دار.امر به معروف را پيشه ساز تا از اهل معروف قرار گيري و با نيکان محشور گردي ، زيرا تکميل همه امور در نزد خداوند امربه معروف و نهي از منکر است ، مسائل و احکام دين را به خوبي فراگير که علما وراث انبياء هستند ، پيامبران درهم و دينار به ارث نمي گذارند ، و ميراث آنها علم و فضيلت است ، هرکس از علم بهره گيرد ، بهره زيادي برده است. بدان که براي طالب علم کسانيکه در آسمانها و زمين هستند استغفار ميکنند ، پرندگان آسمان ها و ماهيان دريا نيز براي آنها دعا مي نمايند ، فرشتگان بالهاي خود را براي طُلاب علوم پهن ميکنند و از اين عمل خود اظهار رضايت و خوشنودي دارند. در طلب علم و فضيلت شرافت دنيا و آخرت و رستگاري در دين و رسيدن به فيوضات خداوندي هست ، زيرا فقهاء و دانايان علوم دين مردم را به طرف خداوند و بهشت دعوت ميکنند ، به همه مردم نيکي کن همانطور که انتظار داري مردم با تو نيکي کنند. براي مردم به پسند آنچه براي خود مي پسندي ، و زشت بشمار آنچه را از مردم زشت ميشماري ، با همه مردم با خُلق نيکو آميزش کن که هرگاه دور شدي باز آنها ميل و رغبت به تو داشته باشند ، و هرگاه در گذشتي براي تو گريه کنند و کلمه استرجاع (( انا لله و انا اليه راجعون )) بر زبان جاري سازند ، و از کساني نباش که هرگاه مُرد بگويند : الحمدلله رب العالمين. بدان که کمال عقل و خرد بعد از ايمان به خداوند متعال محبت و احسان به مردم است آنکسي که با مردم به نيکي معاشرت نکند در او خير و انسانيت نيست ، خداوند متعال چيزي را بهتر از سخن گفتن نيافريده است ، و از آن زشت تر نيز چيزي خلق نکرده است ، به وسيله سخن صورت ها سپيد و سياه ميگردند. بدان که زبان و سخن در اختيار تو هست تا آنگاه که سخن نگفته باشي در سلامت هستي ، و هرگاه حرف زدي و زبان گشودي در گرو سخنان خود هستي و بايد از عهده آن برآيي ، زبان را نگهدار همان طور که طلا و نقره و درهم و دينارت را حفظ ميکني. زبان مانند سگ درنده است و اگر جلو آنرا آزاد بگذاري به هرکس نيش ميزند ، چه بسا سخني که از زبان آدمي بيرون شود و نعمتي را از انسان سلب کند ، هرآن کسي که زبان خود را بدون اختيار رها کرد و آن چه خواست گفت ، و اباء و امتناعي نداشت به پريشانحالي و رسوائي خواهد افتاد و سقوط خواهد کرد و سرانجام گرفتار عذاب خداوند و مورد ملامت و سرزنش مردم قرار خواهد گرفت. کسي که مستبد به راي خود باشد و به ديگران اعتناء نکند در مخاطره خواهد افتاد و هرآن کس که در امور جاريه و حوادث واقعه با ديگران مشورت کند موارد لغزش را خواهد شناخت ، کسي که بدون دقت در عواقب کارها وارد آن شود و بدون صلاح انديشي کاري انجام دهد در مشکلات و سختيها گرفتار خواهد شد ، و راه نجات پيدا نخواهد کرد. قبل از شروع هرکاري در موضوع آن دقت و بررسي کن تا موجبات پشيماني فراهم نگردد ، و ضرر و زيان متوجه تو نشود ، خردمند آن کسي است که از تجارب پند گيرد ، و تجربه علمي است که انسان از آن نتيجه خوب ميتواند بگيرد ، در گردش روزگار و گذشت حوادث حقيقت مردان آشکار ميگردد ، و راست گو از دروغ گو تميز داده ميشود ؛ روزگار و گردش شب و روز اسرار نهاني را آشکار ميسازد ، و حقائق را جلوه گر ميکند ، اينک وصيت مرا نيکو درياب و از آن زود نگذر ، و بهترين عقل ها آن عقلي است که سود دهد و به صاحبش نفع رساند. بدان اي فرزند که تو همواره در جستجو و طلب روزي هستي ، با اين بدن ضعيف و لاغري که داري به هيچ وقت بيش از اندازه باري را بر دوش نکش که در نتيجه سنگين باري پشتت خم گردد و در روز قيامت نتواني از زير بار گران خلاص گردي ، و بدترين توشه در روز قيامت دشمني با بندگان خداوند است. بدان و متوجه باش که در مقابل تو جاده هاي مخوف و خطرناک و پرتگاه هاي زيادي هست که در آن گردنه ها و فراز و نشيب فراواني است که بايد از آن بگذري ، و راه بهشت و دوزخ از آن گردنه ها عبور ميکند ، و مواظب باش با احتياط قدم برداري. قبل از اينکه در آن راه هاي خطرناک قدم بگذاري براي خود وسائل و اسباب فراهم کن ، و اگر مردمان محتاجي را ديدي که زاد و توشه تو را برميدارند و در روز قيامت به تو بر ميگردانند از اين موقعيت استفاده کن و زاد و توشه خود را در دنيا به مردمان نيازمند بده ، و اگر به اين دستور عمل نکردي روز قيامت پشيمان ميگردي.مواظب باش زاد و توشه خود را به دست کسي بسپاري که تقوي و پرهيزکاري داشته باشد ، و اگر در اين مورد دقت نکردي مانند تشنه اي خواهي بود که فريب سراب را ميخورد و از فعاليت خود نتيجه نمي گيريد ، و کاري نکن که در روز قيامت دستت از همه جا کوتاه گردد. و در ضمن همين وصيت فرمود : اي فرزند من ستم کردن و تعدي نمودن آدمي را گرفتار هلاکت ميسازد ، هرکسي قدر و مقام خود را درک کرد و از حدود خود تجاوز ننمود در سلامتي خواهد ماند ، هرکس خود را نگهداشت مقام خود را حفظ خواهد کرد ، ارزش هر انسان بستگي به اخلاق و صفاتي دارد که از او ظهور و بروز ميکند و او را نيکنام ميگرداند ، ارزش و اعتبار آدمي موجب رستگاري او خواهد بود. بهترين ثروت براي انسان ترک آمال و آرزوهاست ، حرص و آزمندي فقري است که انسان در هر حال گرفتار آن است ، دوستي و محبت مانند خويشاونداني است که آدمي از آن استفاده ميکند ، دوست تو مانند برادر ابويني است ، و هر برادر ابويني دوست تو نخواهد بود. دشمن دوستت را دوست نگير ، که موجب دشمني دوستت با تو خواهد شد ، چه افراد دوري که با تو از افراد نزديک ، نزديک ترند ، توانگر بخشنده که فقير شده باشد بهتر است از نيکوکاري که همتش جمع مال باشد ، پند و اندرز پناهگاهي است براي کسي که از سخنان پند گيرد و آنرا به کار بندد ، اشخاص بد اخلاق هميشه معذب هستند ، و مردم همواره او را مبغوض ميدارند. از عدالت نيست که انسان به مجرد سوء ظن اعتماد خود را از کسي سلب کند ، چه اندازه زشت است که آدمي در هنگام گناه و معصيت و نافرماني خداوند نشاط داشته باشد ، و در هنگام بروز حادثه ناگوار از خود ناراحتي و اندوه زياد نشان دهد ، و براي رسيدن به جاه و مقام قساوت قلب و ظلم و ستم نشان دهد ، و با دوستان خود مخالفت ورزد. بسيار زشت است که مردمان آبرومند و با شخصيت سوگند بخورند و بعد سوگند خود را بشکنند ، و يا با حکومت عادلي که با آنها به خوبي رفتار ميکند غدر و مکر ( حيله ) داشته باشند کفران نعمت از ناداني است ، و هم نشيني با احمق شوم است ، هرکس به تو کلمه حقي را عرضه کرد از وي بپذير اگرچه آنکس از افراد گمنام جامعه باشد. هرکس اقتصاد و ميانه روي را ترک کرد ، از راه حق منحرف خواهد شد ، هرکس حق را زير پا گذاشت راه زندگي به روي تنگ خواهد شد ، چه اشخاص مريضي که بهبودي يافتند و مردان تندرستي که جان خود را از دست دادند ، گاهي نوميدي سبب نجات و موفقيت انسان ميگردد ، و طمع موجب هلاک و خسران ميشود ، از کسي که انتظار داري تو را در برابر اعمالت مورد عتاب قرار دهد قبلا از خشم و غضب او بترس و موجبات خشم او را فراهم نياور ، کسي که مردم را امر به مکر و حيله کند پاداش نيکي نخواهد داشت. فريب و نيرنگ بدترين لباس مسلمان است ، کسي که مکر و حيله انجام داد شايسته است که در حق او نيکي نشود ، فساد و تباهي موجب هلاکت مردم و زندگي ميگردد ، هرکس جود و بخشش داشته باشد به رياست مي رسد ، هرآن کسي که دنبال فهميدن و يادگرفتن برود به علم و دانش او افزوده ميگردد. برادران ديني خود را پند و اندرز بده و آنها را در هر حال مساعدت و دستگيري کن تا آنگاه که تو را به نافرماني خداوند متعال وادار نکنند ، و همواره با او باش و هرجا رفت او را ترک مکن ، با سوء ظن و بدگماني برادر ديني خود را ترک مکن و با او قطع ارتباط منما پيش از آنکه در موضوع مورد نظر تحقيق کني و عذر دوستت را گوش نمايي. عذر کسي را که از تو معذرت ميخواهد بپذير تا شفاعت شفيعان تو را دريابد ، کسانيکه تو را در برابر دشمن مدد ميکنند و به تو کمک و مساعدت مي نمايند گرامي بدار ، و تا جان در بدن داري و سالم هستي به آنها احترام کن و در تعظيم و تکريم آنان بکوش ، پاداش کسي که مقام تو را حفظ کرده اين نيست که حق او ضايع گرداني و يا در برابر پرده پوشيهاي او با او بدرفتاري کني. با هم نشينت تا آنجا که توانايي داري به نيکي معاشرت کن که در هنگام احتياج از او استفاده خواهي کرد ، هرکس لباس حيا و شرم در تن کرد ، عيبش از چشمهاي مردم پنهان ميشود ، هرکس در زندگي ميانه روي را پيشه خود سازد ، امور زندگي به روي سبک خواهد شد ، هرآن کس که شهوات خود را مهار کرد در زندگي خوشبخت خواهد شد.هر سختي و مصيبت به آسايش و راحتي تبديل ميگردد ، هر غذايي که از گلوي انسان پايين ميرود با غم و اندوه توام است ، انساني به هيچ نعمتي نميرسد مگر اينکه مدتي رنج و اذيت بکشد ، با کساني که تو را به خشم نگريستند با ملايمت رفتار کن تا به موفقيت برسي. هنگاميکه اندوه و غم انسان را فرا مي گيرد از کفارات ( کفاره گناه ) محسوب ميشود ، هرساعتي که بر انسان ميگذرد و لحظه اي از عمرش سپري ميشود ، لذت و عيش و نوشي که در دنبال خود آتش جهنم داشته باشد در آن خيري نيست ، و هيچ خيري که دنباله اش آتش جهنم باشد خير محسوب نميگردد ، شري که دنباله اش بهشت باشد و انسان را سعادتمند سازد شر محسوب نميشود ، هر نعمتي جز نعمتهاي بهشتي حقير و ناچيز است ، و هر بلايي غير از بلاء دوزخ و عذاب آن موجب آسايش است ، حقوق برادران ديني را ضايع مکن خصوصا آن حقوقي را که با صداقت و اعتماد به همديگر پيدا کرده ايد ، و اگر حق کسي را ضايع کردي برادر او به حساب نمي آيي. اگر يکي از برادرانت کوشش کرد که با تو قطع رابطه کند ، تو در عوض کوشش داشته باش که با او ارتباط برقرار کني ، و اگر تصميم گرفت که با تو دشمني کند تو کوشش داشته باش که با وي نيکي کني. اي فرزند من هرگاه قوي شدي و نيرومند گرديدي از قوت و نيروي خود در اطاعت خداوند استفاده کن ، و هرگاه ناتوان شدي از معصيت و نافرماني خداوند ناتوان باش ، و اگر توانايي داشته باشي که زن را جز در امور زندگي خود در کارهاي ديگر اختيار ندهي بهتر است جلو او را بگيري ، زيرا اين محدوديت براي حفظ زيبايي و آرامش خاطر در زندگي او مناسبتر است. زنان مانند گُل هستند و آنها را بايد حفظ کرد و مانند مردان قهرمان نيستند که هرجا خواهند بروند ، و در هر صورت با زنان مدارا کنيد و با آنها به نيکي رفتار نماييد ، تا زندگي و کانون خانوادگي شما صفا و رونق بگيرد ، قضاء پروردگار را با رضايت و خشنودي بپذير و جزع و فزع نکن.اگر ميل داري خير دنيا و آخرت را جمع کني طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع کن. (( پايان وصيت اميرالمومنين (ع) به فرزندش محمد حنفيه )) کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 65 الي صفحه 80
امام علي (ع) : از روزي که ولايت ما آل محمد (ص) غصب گشته خدا درهاي آسمان را بسته و قطره اي باران به معناي واقعي نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهانش را بروياند کينه از دلها بر خيزد درندگان و حيوانات صلح کنند و چنان امن و آرامش در جهان برقرار گردد که اگر زني تنها از عراق به شام رود و بر روي سرش طبقي از جواهرات باشد هيچ کسي به او آسيب نرساند. نصايح صفحه 391